Dyybuk

عدم یا وجود

من از سرزمین نا باوری ها می آیم

از سرزمین عدم (!)

نه!

آن سرزمین وجود بوده

من به سرزمین عدم آمده ام!

آدمک های تو خالی و پوچ را با ظاهری عریان به تماشا نشستم....

 و زمانی که رو بروی تو نشستم،

تنها مرز بین هیچ و همه،

شیشه ای از جنس خود من بود

 و اندیشه باور آدمک های پوچی در سرزمین عدم کار بسیار دشواریست...

و افسوس که هرگز آن شیشه شکسته نشد...

 

+ مریم سلطان زاده ; ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۳٠
    پيام هاي ديگران ()